متن سخنرانی:

امام صادق(ع) فرمودند:«دل حرم خداست.پس در حرم خدا جز خدا جای نده».

سلیمان نبی داشت رد میشد، میبینه دو تا کبوتر بالای درخت دارن دعوا میکنن.

ظاهرا زن و شوهر بودن.

هی دید این داره به این توهین میکنه.

گفت: بابا چتونه؟ چرا دارین دعوا میکنین اول زندگی؟

رو کرد به سلیمان این شوهره گفت بابا نمیدونم چشه. قاطی کرده.

زنه برگشت گفت که آخه سلیمان دلیل داره…

گفت: دلیلش چیه؟

می گفت من فهمیدم این غیر من یه نفر دیگه رو هم دوست داره؛ یعنی تو دلش غیر من یکی دیگه رو هم قرار داده.

حالا اون دوتا کبوتر چیزی بهم نگفتن که، یه بار با هم آشنا شدن، ازدواج کردن تموم شد.

اما خدایی که تمام عالم امکان مال اونه، کائنات که من و تو ندیدیم.

اصلا کرۀ زمین در مقابل کل کائنات، مثل هستۀ خرما توی بیابونه خیلی بزرگه.

ما چیزی نیستیم اصلا تو این عالم… اصلا ما اندازه ای نیستیم…

صداتو بیار پایین…

تو عالم برزخ بهشت میدن.

اون نوکر امام حسین(ع) هشت سال از دنیا رفته بود.

اومد تو خواب یه بنده خدایی. این بهش گفت: چه خبر؟

گفت: داداش من این باغ رو دارم پیاده میرم، هنوز به تهش نرسیدم.

نوکر امام حسین(ع) این شکلیه دیگه.

میگه تو اینجایی که باید تو دلش که حرمه خداست، کسی رو قرار داده که مستقیم از اون به خدا می رسی…

یعنی حسین علیه السلام…

دیدگاهتان را بنویسید

نظر دهید!
لطفا نام خود را وارد کنید